تبلیغات
راهنمایان تور - هر دم از این باغ بری میرسد ...

راهنمایان تور

ایران سرای و جهان وطن من است

پنجشنبه 16 آذر 1391

هر دم از این باغ بری میرسد ...

نویسنده: امیدرضا مداد   

دیوار محافظ قلعه و باغ موزه شوش فرو ریخت

فرهنگ و تاریخ > میراث‌ایران- بخشی از دیوارضلع شرقی محوطه باغ موزه شوش ریزش کرد. گفته می‌شود این دیوار پیش از تخریب بخشی از ساختار حفاظتی موزه شوش بود ولی فعالان میراث فرهنگی معتقدند که عدم‌رسیدگی به این موضوع صدمات جانی را به‌دنبال دارد.‌

به گزارش خبرگزاری میراث فرهنگی، بارندگی‌های اخیر بخشی از دیوار ضلع شرقی محوطه باغ‌موزه شوش را تخریب کرد. طی این اتفاق بخشی از دیواری که محوطه باغ موزه را با محوطه تاریخی و قلعه شوش جدا می‌کرد به همراه ساختار حفاظتی موزه شوش تخریب شد. مجتبی گهستونی، دبیر انجمن تاریانا به خبر گزاری میراث فرهنگی گفت:

مسئولان میراث فرهنگی شوش و خوزستان درحالی بارها تخریب بخش‌هایی از قلعه تاریخی شوش را کتمان کرده‌اند که هم‌اکنون حاضر به اطلاع‌رسانی درباره فروریختن بخش‌هایی از دیوار محافظ قلعه شوش نیستند. به گفته وی، طول این دیوار تخریب شده بیش از هشت متر است و در حال حاضر به‌دلیل رفت‌وآمد بازدیدکنندگانی که به محل می‌آیند و نبود امنیت و حفاظت ممکن است بر اثر غفلت، خطرات جانی را برای بازدیدکنندگان به همراه داشته باشد.

بنابراین پایگاه شوش و سازمان میراث فرهنگی لازم است هرچه سریع‌تر به این موضوع رسیدگی کنند. علاوه بر این دیوار خشتی ضلع غربی موسوم به جبهه‌گاه غربی کاخ آپادانا (در مجاورت میدان معلم و خیابان امام خمینی) که طی چند ماهه گذشته بخشی از آن فرو ریخته و همچنان به حال خود رها شده بود طی چند روز اخیر بر اثر بارندگی‌ها و عدم‌رسیدگی، مجدداً در آستانه تخریب و ایجاد خطرات جانی برای عابران قرار گرفته است.

این درحالی است که قلعه ذوزنقه‌ای شوش که به‌دلیل وجود انواع آجر به‌ویژه آجرهای کتیبه‌دار با ابعاد مختلف و منقوش مینایی، می‌توان آن را موزه آجر نامید از تزیینات فراوانی همچون نعل درگاه‌های قوسی، نماهای تزیینی با آجر و همچنین نقاشی‌هایی به سبک تلفیقی اروپایی و شرقی و آجرهای کتیبه‌دار برخوردار است که به‌دلیل مشکلات فراوان در بنا همواره در ورودی آن به روی گردشگران بسته است.


این مطلب را از سایت روزنامه همشهری به سمع و نظر عزیزان رساندم . نمیدانم بخوانیم و بگذاریم و بگذریم یا بگرئیم یا ...

بقول یکی از اساتید دوره گردشگری در فلان کشوری که هیچ حرفی برای زدن در زمینه ی قرهنگ و قدمت ندارد میگردند آثار خلق و جمع کنند و  توریست جذب نمایند و  ... و ما در وفور این سرمایه ی ...

میله پرچمی را در زمینی میکوبند و مشتی آدم را میبرند که ببینید.... اینجا فلان قبیله قبل از فلان جنگ صبحانه خورده اند و چه و چه و چه

دلم میسوزد

اهل خوزستان باشی و دیدن درون این قلعه به دلت بماند، در پس بارهاسفر به شوش به عشق بازدید

دلم میسوزد

بارها طی طریق کنم و هزینه و صرف زمان و درب موزه ی تخت جمشید را بسته ببینم

دلم میسوزه 

اینهمه کاروانسرای و قلعه، در شرف تخریب و به دست جستجوگران بی رحم و سنگدل  گنج و زیرخاکی باشد و بروی مردم بسته.

دلم میسوزد

از فقدان هزاران برنامه ای که باید در تثبیت حرمت اماکن تاریخی و آثار باستانیمان بعنوان یک فرهنگ در ذهن مردم اجرا گردد و نمیگردد و شاهد ایستادن یک جمع 10 نفره بر روی پایه ستونی در تخت جمشید برای گرفتن عکس یادگاری و لبخندی حاکی از گرفتن عکسی تاپ باشیم.

دلم میسوزد

که مسئولین موزه ی لوور به فکر مرمت و تکمیل آثار ادوار اسلامی از ظروف لعابدار و کاشیهای معرق و رنگی و افتتاح آن بعنوان حلقه ی گمشده تاریخ در میان دیگر بخشهای موزه های خود هستند و  ما این نازنین آثار را که زمانی در تاراج غربیان بود را به دست تاراج فرسایش طبیعت و ویران گران گنج یاب سپرده ایم.

دلم میسوزد

که مسافر فرنگ رفته بگوید برو بابا تخت جمشید و موزه ملی چیه ؟ بیا برو فلان جا و چکیده ی تمدن کامل ایران رو اونجا ببین و افتخار هم بکند که آثار ما برایش آنجا جذبه ی بیشتری داشته.

دلم میسوزد

که در تهران آدرس تاپ ترین پیتزا فروشی را فردای افتتاحش میدانند و آدرس موزه ی ملی را نه.

آری ...

خدا هم میهنی بکر از منابع طبیعی بدهد، ذره ذره دانه ها بشکفند و جنگلی بکر حاصل آید و ما شادمان، خروار خروار زباله را در جای جای آن بنشانه ی تشکر و

بروز فرهنگی درخشان و آگاهی والا در امر حفظ محیط زیست باقی بگذاریم.

شاد باشیم که بچه هایمان را فرستاده ایم در میان حوضچه های طبیعی چشمه ای چند صد ساله و عکسی فوق العاده گرفته ایم و آنی به این قکر نباشیم که آن لحظه بجای لگد مال کردن اثر طبیعی کلاسی برای فرزندان و اطرافیان بگذاریم و درسی از احترام و حراست در بقای آن.

کاش پا به عرصه گردشگری نگذاشته بودم و اینهمه چشمم باز نمیشد به عالم آه و اندوه

حال خوش باشیم از تورهای با صفا و ...

و بگوئیم و بخندیم

جوک هم بسازیم که دگر چه شووووود ...

خدایا چند خبر از تخریب آثارمان در طول یکسال باید بخوانیم ؟ چند تا آخر ؟

چرا با اینهمه خبر نوید بخش رشته ی مرمت آثار باستانی را از لیست تحصیلات حذف نمیکنند لااقل؟

نظرات() 
agathabekius.weebly.com
شنبه 14 مرداد 1396 11:46
Why people still make use of to read news papers when in this technological world all is presented
on web?
یکشنبه 24 دی 1391 11:08
نیّر:
سلاااااااااااااام
مرسی که می نویسی همین،
و اما بعد ، بجای دشنام به تاریکی شمعی بیفروز.
بپذیر ما ملتی عقب مانده ایم و جهان سومی با پذیرش این امر انرژی که اندوه از تو میستاند قابلیت تبدیل به کار و حرکتی مفید خواهد یافت.
در فرهنگ پدر سالار و آموزش پدرسالارانۀ اول ابتدایی " بابا آب داد" نه اینکه من نان بدست خواهم آورد مابقی هم بی ربط به این نیست همه چشم به آسمان داریم تا گرهی گشاده شود یا هیچکس نمی انگارد که باید کاری کند و وظیفه ای دارد چون دولت موظف است! نمی گویم نیست .
تا کی باید خودمان برای آنچه داریم و میتوانیم نقشی تعریف نکنیم ؟! آهاااای اهوازی ،هموطن به فکر یک گام باش حتی اگر پاهایت بریده شد.میدانم بسیار کارها می کنی و کرده ای کودکانی که حمایت مالیشان میکنی و... ولی پیشنهاد میدهم یک فرزند فرهنگی برگزین از گوشه ای از ایران که هیچ سنخیت قومی، مذهبی و ... با تو ندارد اصلا متضاد باشد با او به سفر برو، به او بیاموز میراث فرهنگی چیست، به او بیاموز سفر چیست، شهروند کیست، محبت چیست، درد همنوع داشتن و دستش گرفتن فراتر از مرزهای قومی است ،انسانیت فراتر از بسیار چیزهاست .... اینگونه احساس فقیر بودن به او نداده ای او به تو افتخار داده است تا تسکین یابی با آموزش فرهنگی و تربیتش !چه می اندیشی آیا در بزرگی به سراغ خلاف خواهد رفت یا ناهنجار خواهد شد یا تربیت و شغل را با هم می یابد؟
موفق باشی هرجا کمک خواستی هستم
امید
جمعه 8 دی 1391 14:02
دوست عزیزم آقای تفقد بسیار ممنون از حسن نظرت درخصوص بیان افسوسم در باب اتفاق رخ داده.
تصدیقتو عشق است
سلامت باشی
محمد تفقد رضایی
چهارشنبه 22 آذر 1391 18:35
امید جان اون قسمت دومش باحالتر از قسمت اولشه..

امید
یکشنبه 19 آذر 1391 02:31
اقای هداوند گل
نظری هم دادم که اشتباها خصوصی رسیده به حضور شما
تیکشو ور دار پسش بده لطفا
مال همه بود به جون هر چی چینیه.
باید اینجا میومد در جواب شما
آره ککا
امید
یکشنبه 19 آذر 1391 02:27
نمیدونم اصلا کسی فهمید ما نظری در ادامه ی مطلب در بیان احساس درج کرده بودیم یا خیر؟
نکند همه را گذاشته باشید پای مطلب خبر خرابی ...
آره بابا انتهای خبر خبری از رد پای ماست تا بعضی دوستان شکوه از لنگر انداختن ما در بندرگاه فراموشی ندهند خدایی ناکرده

پس با نظر خود صدای کف قشنگه رو به تشویق کودک کم روی و بی حوصله ی ما بزنید.
بزنید
بلند تر



مجتبی
پنجشنبه 16 آذر 1391 18:04
با این وضع و پیشرفت برخورد با آثار باستانی که ثروت فرهنگی این مردم می باشد باید در آینده از چین وارد کنیم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

صفحات جانبی

ابزار وبلاگنویسان
تحلیل آمار سایت و وبلاگ

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :